تبلیغات
دوران نوجوانی من - ☯آواتار کیانا☯بخش نهم

دوران نوجوانی من - ☯آواتار کیانا☯بخش نهم

☯آواتار کیانا☯بخش نهم

☯آواتار,کیانا☯بخش,نهم,

جستجو
☯آواتار کیانا☯بخش نهم

グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字سلام دوستای خلم!نه ببخشید!グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字
グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字سلام دوستای گلم!حالتون که می دونم خوبهグーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字
グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字چرا خوب نباشه؟تابستون حال همه خوبه!خخخخグーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字
グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字بالاخره بعد یه قرن اومدم تا آواتار کیانا رو بذارم!グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字
グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字جون به لبتون کردم تا گذاشتم!خخخخخグーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字
グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字بذگریم.عکس پایین لوگوی جدید آواتار کیاناستグーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字
グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字این رو بگم که خودم درستش کردم و از جایی کپی نکردم!グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字
グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字از بین اون کاراکترا شما حدس می زنید من کدوم باشم؟グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字
グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字تو نظرات بهم بگید.グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字
http://www.uplooder.net/img/image/54/7dc2c1e3feafe1fcc5f74b03ab1c5ffe/avatar_kiyana.png

آب،خاک،آتش و باد

همیشه دوست داشتم مثل کارتون آواتار مردم بتونن از عناصر استفاده کنن.

ای کاش آواتار بود تا جلوی جنگ جهانی سوم رو بگیره اما اون فقط یک شخصیت کارتونیه...ولی من که یک شخصیت کارتونی نیستم!...

.آواتار کیانا ی باد افزار...

کتاب اول باد.
بخش نهم:ملاقات....

خب برید ادامه ی مطلب!

آن چه در آواتار گذشت...
در قسمت قبلی خواندید که کیانا و روژان از خانه فرار کرده
و به محل قرار رفتند.روژان به دست شخصی نا معلوم از حال رفت...
آواتار کیانای باد افزار
グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字

داستان از زبان کیانا:
آروم آروم به سمت محل  قرار که همون ساختمون قدیمی خرابه بود
رفتم.همه جا رو خاک و سنگ فرا گرفته بود.
بالاخره به در ورودی ساختمون رسیدم.دور اون در پر بود از سنگ ها و
آجر های شکسته که با وجود اونا نمی شد رد بشم.برای همین
با باد افزاری سنگ ها رو به داخل هل دادم تا جایی که توی تاریکی
اون تو محو شدن.از کار خودم تعجب کردم!تا حالا اینقدر نیروم قوی
نشده بود.با ترس و لرز پا به داخل ساختمون گذاشتم.بوی خاک میومد.
گرد و خاک همه جا رو پر کرده بود.جوری که نمی ذاشت نفس بکشم.
فقط سکوت بود و تاریکی.صدای راه رفتنم با کفش اسپورت
توی فضا پخش شده بود....
قژ..... قژ....قژ....
حس بدی داشتم.نمی دونستم قراره چی بشه.هی که جلو و جلوتر
می رفتم تاریک تر میشد.دیگه به جایی رسیده بودم که چشمام
اصلا جایی رو نمی دید.بنابراین چند قدمی به عقب برگشتم.
ناگهان نفس گرمی رو روی گردنم حس کردم.از ترس سر جام
میخکوب شده بودم.عرق سردی از کمرم به پایین ریخت.
یکدفعه درست سردی به سرمای مرگ شونم رو محکم چسبید....
نمی دونستم کی بود.از من چی میخواست!؟
جرئت نداشتم برگردم.از وحشت تنم می لرزید.اما نمیشد که
تا ابد همونجوری وایسم!پس حالت مبارزه به خودم گرفتم
و آروم برگشتم.از ترس سر جام خشکم زد.انتظار چنین صحنه ای
رو اصلا نداشتم.........

グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字

فکر می کنید کی پشت سر من ایستاده بود؟؟؟؟
اینش رو دیگه باید توی قسمت بعدی بفهمید.
سعی می کنم هر هفته یه قسمت بذارم.
بای بای
نظر یادتون چی؟
نــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــره!!!!!!!!!!!!!

موضوعات: هنر ،
چهارشنبه 3 تیر 139404:32 ب.ظکیانا پرویزینظر آواتاری ()
نظرات این مطلب
جمعه 6 مرداد 1396 11:59 ق.ظ
خب جواب بده بووووق
پاسخ کیانا پرویزی :
پنجشنبه 5 مرداد 1396 04:59 ب.ظ
چرا دیگه نمیذاری ؟
پاسخ کیانا پرویزی :
پنجشنبه 5 مرداد 1396 04:59 ب.ظ
چرا دیگه نمیذاری ؟
پنجشنبه 5 مرداد 1396 04:59 ب.ظ
چرا دیگه نمیذاری ؟
جمعه 30 تیر 1396 01:35 ب.ظ
چرا عاخه ؟؟؟؟
پاسخ کیانا پرویزی :
چهارشنبه 28 تیر 1396 12:32 ق.ظ
همه داستان رو تا اینجا خوندم منتظر بخش دهم
پاسخ کیانا پرویزی :
مرسی عزیز دلم متاسفانه دیگه نمیذارم بقیشو
جمعه 23 تیر 1396 11:23 ب.ظ
مننظر قسمت ۱۰ آواتار کیانا هستم
خیلی قشنگه
همشو خوندم
هنرمند واقعی به کیانا پرویزی میگن
پاسخ کیانا پرویزی :
مرسی عزیزم:(
چهارشنبه 17 تیر 1394 06:41 ب.ظ
واقعا؟همه رو اشتباه گفتم؟!
خخخخخخخ
پاسخ کیانا پرویزی :
آره
دوشنبه 15 تیر 1394 07:25 ب.ظ
خیلی قشنگ بود
اما خیلی خیلی کم بود تا حالا داستانی به این کمی ندیده بودم!
از سمت راست اولین نفر الهه ی خاکه بقلیش کیوسونگ الهه ی باده و بقلیش الهه ی آبه و بقل اون تویی و بقل تو هم الهه ی آتشه انا اون دختر بقل الهه ی آتش رو نمی شناسم کیه؟
پاسخ کیانا پرویزی :
همه رو اشتباه گفتی غیر از خودم رو
دوشنبه 15 تیر 1394 07:25 ب.ظ
خیلی قشنگ بود
اما خیلی خیلی کم بود تا حالا داستانی به این کمی ندیده بودم!
از سمت راست اولین نفر الهه ی خاکه بقلیش کیوسونگ الهه ی باده و بقلیش الهه ی آبه و بقل اون تویی و بقل تو هم الهه ی آتشه انا اون دختر بقل الهه ی آتش رو نمی شناسم کیه؟
دوشنبه 15 تیر 1394 07:25 ب.ظ
خیلی قشنگ بود
اما خیلی خیلی کم بود تا حالا داستانی به این کمی ندیده بودم!
از سمت راست اولین نفر الهه ی خاکه بقلیش کیوسونگ الهه ی باده و بقلیش الهه ی آبه و بقل اون تویی و بقل تو هم الهه ی آتشه انا اون دختر بقل الهه ی آتش رو نمی شناسم کیه؟
دوشنبه 15 تیر 1394 07:25 ب.ظ
خیلی قشنگ بود
اما خیلی خیلی کم بود تا حالا داستانی به این کمی ندیده بودم!
از سمت راست اولین نفر الهه ی خاکه بقلیش کیوسونگ الهه ی باده و بقلیش الهه ی آبه و بقل اون تویی و بقل تو هم الهه ی آتشه انا اون دختر بقل الهه ی آتش رو نمی شناسم کیه؟
دوشنبه 15 تیر 1394 07:25 ب.ظ
خیلی قشنگ بود
اما خیلی خیلی کم بود تا حالا داستانی به این کمی ندیده بودم!
از سمت راست اولین نفر الهه ی خاکه بقلیش کیوسونگ الهه ی باده و بقلیش الهه ی آبه و بقل اون تویی و بقل تو هم الهه ی آتشه انا اون دختر بقل الهه ی آتش رو نمی شناسم کیه؟
دوشنبه 15 تیر 1394 07:25 ب.ظ
خیلی قشنگ بود
اما خیلی خیلی کم بود تا حالا داستانی به این کمی ندیده بودم!
از سمت راست اولین نفر الهه ی خاکه بقلیش کیوسونگ الهه ی باده و بقلیش الهه ی آبه و بقل اون تویی و بقل تو هم الهه ی آتشه انا اون دختر بقل الهه ی آتش رو نمی شناسم کیه؟
دوشنبه 15 تیر 1394 07:25 ب.ظ
خیلی قشنگ بود
اما خیلی خیلی کم بود تا حالا داستانی به این کمی ندیده بودم!
از سمت راست اولین نفر الهه ی خاکه بقلیش کیوسونگ الهه ی باده و بقلیش الهه ی آبه و بقل اون تویی و بقل تو هم الهه ی آتشه انا اون دختر بقل الهه ی آتش رو نمی شناسم کیه؟
دوشنبه 15 تیر 1394 07:25 ب.ظ
خیلی قشنگ بود
اما خیلی خیلی کم بود تا حالا داستانی به این کمی ندیده بودم!
از سمت راست اولین نفر الهه ی خاکه بقلیش کیوسونگ الهه ی باده و بقلیش الهه ی آبه و بقل اون تویی و بقل تو هم الهه ی آتشه انا اون دختر بقل الهه ی آتش رو نمی شناسم کیه؟
دوشنبه 15 تیر 1394 07:25 ب.ظ
خیلی قشنگ بود
اما خیلی خیلی کم بود تا حالا داستانی به این کمی ندیده بودم!
از سمت راست اولین نفر الهه ی خاکه بقلیش کیوسونگ الهه ی باده و بقلیش الهه ی آبه و بقل اون تویی و بقل تو هم الهه ی آتشه انا اون دختر بقل الهه ی آتش رو نمی شناسم کیه؟
دوشنبه 15 تیر 1394 07:25 ب.ظ
خیلی قشنگ بود
اما خیلی خیلی کم بود تا حالا داستانی به این کمی ندیده بودم!
از سمت راست اولین نفر الهه ی خاکه بقلیش کیوسونگ الهه ی باده و بقلیش الهه ی آبه و بقل اون تویی و بقل تو هم الهه ی آتشه انا اون دختر بقل الهه ی آتش رو نمی شناسم کیه؟
دوشنبه 15 تیر 1394 07:25 ب.ظ
خیلی قشنگ بود
اما خیلی خیلی کم بود تا حالا داستانی به این کمی ندیده بودم!
از سمت راست اولین نفر الهه ی خاکه بقلیش کیوسونگ الهه ی باده و بقلیش الهه ی آبه و بقل اون تویی و بقل تو هم الهه ی آتشه انا اون دختر بقل الهه ی آتش رو نمی شناسم کیه؟
دوشنبه 15 تیر 1394 07:25 ب.ظ
خیلی قشنگ بود
اما خیلی خیلی کم بود تا حالا داستانی به این کمی ندیده بودم!
از سمت راست اولین نفر الهه ی خاکه بقلیش کیوسونگ الهه ی باده و بقلیش الهه ی آبه و بقل اون تویی و بقل تو هم الهه ی آتشه انا اون دختر بقل الهه ی آتش رو نمی شناسم کیه؟
دوشنبه 15 تیر 1394 07:25 ب.ظ
خیلی قشنگ بود
اما خیلی خیلی کم بود تا حالا داستانی به این کمی ندیده بودم!
از سمت راست اولین نفر الهه ی خاکه بقلیش کیوسونگ الهه ی باده و بقلیش الهه ی آبه و بقل اون تویی و بقل تو هم الهه ی آتشه انا اون دختر بقل الهه ی آتش رو نمی شناسم کیه؟
دوشنبه 15 تیر 1394 07:25 ب.ظ
خیلی قشنگ بود
اما خیلی خیلی کم بود تا حالا داستانی به این کمی ندیده بودم!
از سمت راست اولین نفر الهه ی خاکه بقلیش کیوسونگ الهه ی باده و بقلیش الهه ی آبه و بقل اون تویی و بقل تو هم الهه ی آتشه انا اون دختر بقل الهه ی آتش رو نمی شناسم کیه؟
دوشنبه 8 تیر 1394 08:16 ب.ظ
سومی از چپ تویی
بقیه رو نمیشناسم اینا هم تو داستان هستن؟
پاسخ کیانا پرویزی :
آره درست گفتی
بقیه توی فصل های بعدی میان
شنبه 6 تیر 1394 12:34 ب.ظ
ویییی عالی بود
پاسخ کیانا پرویزی :
مرسی
جمعه 5 تیر 1394 01:45 ب.ظ
اون لباس سبزه کیه و چرا روی کول روجانه
پاسخ کیانا پرویزی :
اون رو بعدا می فهمی.
جمعه 5 تیر 1394 12:23 ق.ظ
انیمه باراکامون که خاسته بودی به وبلاگم اضافه شد خاستی بیا دانلود کن
پاسخ کیانا پرویزی :
اییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییول
پنجشنبه 4 تیر 1394 06:46 ب.ظ
من هم عاشق اواتارم هم عاشق داستان تو جون خودت ادامه اش رو بنویس اواتار ککککییییانننننناااااا
پاسخ کیانا پرویزی :
مرسی عزیزم.چشم حتما می نویسم!!!!!!!!
پنجشنبه 4 تیر 1394 06:46 ب.ظ
من هم عاشق اواتارم هم عاشق داستان تو جون خودت ادامه اش رو بنویس اواتار ککککییییانننننناااااا
پنجشنبه 4 تیر 1394 06:46 ب.ظ
من هم عاشق اواتارم هم عاشق داستان تو جون خودت ادامه اش رو بنویس اواتار ککککییییانننننناااااا
پنجشنبه 4 تیر 1394 06:46 ب.ظ
من هم عاشق اواتارم هم عاشق داستان تو جون خودت ادامه اش رو بنویس اواتار ککککییییانننننناااااا
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
آخرین مطالب
نمایش نظرات 1 تا 30