دوران نوجوانی من - بابالنگ دراز

بابالنگ دراز

بابالنگ,دراز,

جستجو
بابالنگ دراز
https://www.uplooder.net/img/image/14/f64b764c5e872e9bb281466e200973b5/photo-%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B7-%DB%B0%DB%B8-%DB%B2%DB%B6-%DB%B2%DB%B1-%DB%B1%DB%B7-%DB%B4%DB%B5.jpg

یادمه کلاس سوم که بودم معلممون برای کارنامه هامون با پدر و مادرها جلسه گذاشت و بهشون گفت
که میخوایم برای بچه ها جشن بگیریم والدین هم هر کدوم باید به سلیقه خودشون کادویی برای اون روز
آماده میکردن هفته ها گذشت و روز جشن فرا رسید پدر و مادر ها دور از چشم ما یکی یکی میومدن و کادوشون
رو به معلممون میدادن و میرفتن.بعد از جشن کادوهامون رو با ذوق و شوق باز کردیم همه ی همکلاسی هام
عروسک و اسباب بازی هدیه گرفته بودن ولی کادوی من اون چیزی نبود که من میخواستم اخم هام رفت تو هم
نگاهی به کتاب قرمز رنگ روبه روم انداختم چند دقیقه با بغض به کتاب خیره موندم تا اینکه یکی از دوستام
کتاب رو برداشت و جلوی صورتش گرفت بعد با پوزخندی گفت:هه بابالنگ دراز؟!دیگه بغض امونم رو برید
کتاب رو برداشتم و محکم توی کیفم پرت کردم.به خونه که رفتم با گریه به مامانم گفتم که همه مامانها برای
بچه هاشون عروسک خریدن اون وقت تو کتاب خریدی!و با گریه به اتاقم دویدم.الان میفهمم من چقدر احمق
بودم ارزش این کتاب رو درک نکردم ومدتی کنج اتاقم خاک خورد تا اینکه بعد از چند ماه با اصرار مامانم
خوندمش و عاشقش شدم!تا الانم سه بار خوندمش و امروز هم میخوام برای بار چهارم بخونمش:)
مامان معذرت میخوام که اون موقع ازت بابت این کتاب فوق العاده تشکر نکردم

https://www.uplooder.net/img/image/29/d8e8c08c1fb9ccfeed8d49e93b5ea89f/photo-%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B7-%DB%B0%DB%B8-%DB%B2%DB%B6-%DB%B2%DB%B1-%DB%B1%DB%B8-%DB%B3%DB%B6.jpg

موضوعات: معرفی کتاب ، خاطرات ،
شنبه 4 شهریور 139609:18 ب.ظکیانا پرویزی ()
نظرات این مطلب
یکشنبه 5 شهریور 1396 01:53 ب.ظ
من کارتونشو دیدم خیلی قشنگه البته جاهایی مثل خواستگاری جرویس از جودیو سانسور کرده بود
پاسخ کیانا پرویزی :
اره:|
آخرین مطالب

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات